السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
27
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
جدا مىشود هر گاه حيوة در انها حلول كرده باشد پس انها نجس است نيز مگر اجزاء صغارى كه جدا مىشود از بدن انسان در بعض أوقات مانند ثالول وبثور وبعض صله هاي زخمها ودملها ومثل پوستى كه از لب جدا مىشود وشورهائى كه از بدن اجرب در وقت خاروندن مىريزد وهم چنين است آنچه در بن موى است كه از بدن كنده مىشود ( مسألة 2 ) نافه مشك كه از اهوى زنده جدا مىشود پاك است بنابر أقوى اگر چه أحوط اجتناب از آن است اما مشك آن بي اشكال پاك است واما نافه اهوى مرده پس در طهارت آن اشكال است وهم چنين در مشك آن بلى مشكى كه گرفته مىشود از دست مسلم كه معلوم نيست از حي است يا از ميت پاك است ( مسألة 3 ) ميته حيواني كه خون جهنده ندارد پاك است مثل وزغ وعقرب وسوسك وما هي وهم چنين است مار ونهنگ واگر چه قولي هست به اين كه مار ونهنگ خون جهنده دارند ولكن چون معلوم نشده پاك است با آنكه واگر ثابت شد كه بعضي از مارها خون جهنده دارند باز لازم نيست اجتناب از ميته ماريكه مشكوك باشد كه صاحب خون جهنده باشد ( مسألة 4 ) هر گاه شك كرد در چيزى كه آيا از اجزاء حيوان است يا نه محكوم است به طهارت وهم چنين است هر گاه بداند كه از حيوان است لكن شك داشته باشد در آنكه صاحب خون جهنده است يا نه ( مسألة 5 ) مراد بميته آنست كه تذكيه شرعيه نشده باشد خواه آنكه بميرد يا كشته شود يا به غير وجه شرعي ذبح شود ( مسألة 6 ) گوشت وپيه وپوست كه از دست مسلم گرفته مىشود محكوم به طهارت است واگر چه نداند تذكيه آن را وهم چنين است آنچه كه مطروح باشد در ارض مسلمين وبر أو باشد اثر استعمال لكن أحوط اجتناب است از آن ( مسألة 7 ) گوشت وپوست كه از دست كافر گرفته شود يا در أراضي ايشان افتاده باشد محكوم به نجاست است مگر در وقتي كه معلوم باشد سبق يد مسلم بر آن ( مسألة 8 ) پوست ميته بدباغى پاك نمىشود وهيچ ميتى قبول طهارت نمىكند مگر ميت آدم مسلمان كه بسبب غسل پاك مىشود ( مسألة 9 ) سقط پيش از دميدن روح در آن نجس است وهم چنين است جوجه كه در تخم است ( مسألة 10 ) ملاقاة با ميته بدون رطوبت مسريه موجب نجاست نيست بنابر أقوى واگر چه أحوط شستن ملاقى است خصوص اگر با ميته انساني پيش از غسل ملاقاة كرده باشد ( مسألة 11 ) شرط است در نجاست ميته بيرون آمدن روح از جميع جسد بس اگر مرد بعض جسد وبيرون نرفت روح از تمام بدن نجس نمىباشد